تبليغاتX
مسیح | Masih
خانه | تماس| کتاب هایم
۱- واقعيت آن است كه هاشمي رفسنجاني، سردمدار معركه‌ ديكتاتوري، " و‌ "خودكامگي و مردم‌ستيزي" بوده و هست. "

۲- قالي باف رفتار " ديكتاتور منش"  دارد و ضرغامي در كسوت ريس منصوب مقام رهبري" ،  با مديريت " خودكامه اش" به "مرده شور" ها بيشتر شباهت دارد .

۳- "حسن روحاني با ويژگي داشتن مدرك دكتراي مكاتبه‌اي ولي قطعا بدون تحصيل از رئيس تيم مذاكره‌كننده‌ سابق و مبتكر بزرگ "ذلت‌پذيري"  تعطيل 3 ساله‌ تاسيسات هسته‌اي ايران است."

۴-"حزب كارگزاران، مولود پليد هاشمي به سردمداري دخترش فائزه و برادر خانمش – مرعشي – و مديران لايقي چون كرباسچي – غارتگر بيت‌المال – با منابع مالي مافيايي از رذايل سياسي مشهود است."

۵- "خاتمي با  گرد‌آوري عناصر پليد "دگرانديش" و "كژانديش" يعني همان "منافقان و مرتدان و ملحدين" امروز سردمداري "بنياد باران" را دارد."

۶- ....

شناسایی " دیکتاتورها" ، "خودکامگان"، " غارتگران" و "مردم ستيزان"  كه معلوم نيست چگونه در نظام سياسي جمهوري اسلامي رخنه كرده بودند، همچنان ادامه دارد و با همين صفات ياد شده به ملت ايران معرفي مي شوند و از اين پس بنا به تشخيص كسي كه ماموريت شناسايي و به تعبير خود  معرفي " اراذل سياسي" را عهده دار شده است با دیدن  نام " جمهوري اسلامي"  در لوگوی  يك روزنامه قدیمی بايد  زمزمه كرد : " جمهوري اسراييل" .

در حوصله تنگ اين خانه نمي گنجد اما در يك كلام ؛ همه سياست مداران  اين ديار اعم از چپ و راست، " رذل" و "كثيف"  و " خود كامه" و " مردم ستيز" و" ديكتاتور" بوده  و هزار يك صفت پست ديگر را  نيز شامل مي شوند به جز يك نفر  كه براي وصف آن يك نفر هم،  دو مقاله يا ده مقاله كافي نيست بلكه كتابي بايد، چرا كه  در ميان اين همه مردان كثيف سياست در نظام جمهوري اسلامي، آن يك نفر "معجزه " اي است از نوع "هزاره سوم".

"شنيده "مي شد كه اين مامور بزرگ را اخيرا به گوشه اي دنج برده و گوشش را  پيچانده اند كه در  وصف بزرگان كشور ، تند مي روي و اين همه تندي، ملتي را نسبت به كليت جمهوري اسلامي بدبين مي كند، اما وقتي سري به  سايت شخصي اين مامور ويژه معجزه هزاره سوم مي زني مي بيني كه آن "شنيده" هم مثل گفته هاي سركار خانم ، حباب روي آب بود و هنوز دور دور قورباغه هاست تا ابو عطا بخوانند.

بي ربط:

زلزله اگر زورش به هيچ ساختماني نرسيد ، اين دل وامانده را  كه از جا كند و له كرد و رفت تا من بمانم و آوار خيالي در مخيله ام كه همه جا  اگر ويران شود، كودك همه رويا ها را كجا بايد جست؟ چه سخت و خود خواهانه و آني خواستم؛  كاش آوار، هميشه بر سر مادران باشد تا هيچ كودكي حتي گوشه لباسش هم  زير يك تكه سنگ كوچك گير نكند.

+ [14:47]